سفارش تبلیغ
صبا ویژن
روان شناسی و مشاوره
 
نظریه یک بانوی روان شناس

 

در شماره 113 زن روز مقاله ای از یک کتاب بنام روان شناسی مادران ، به قلم یک بانوی فرانسوی به نام بئاتریس ماریو درج شده بود.این خانم طبق مندرجات آن مقاله ، دارای درجه دکترای روان شناسی است و روان شناس و روان کاو مخصوص بیمارستانهای پاریس است و خودش نیز مادر است و سه فرزند دارد. در قسمتهایی از این مقاله ،‌ نیازمندیهای یک زن در حالیکه باردار یا بچه دار است ، به محبت و مهربانی شوهر به خوبی تشریح شده است. خانم ماریو می گوید: از وقتیکه یک زن حس می کند که به زودی بچه دار خواهد شد ، شروع می کند به نگریستن ، جستجو کردن و بو کشیدن بدن و اندام خودش ، مخصوصا اگر بچه اولش باشد.این حالت ، کنجکاوی بسیار شدید است و درست مثل این است که زن با خودش بیگانه است و می خواهد وجود خویشتن را کشف کند.وقتی که زن ، نخستین ضربه های بچه اش را در شکم خویش احساس کرد ، شروع می کند به گوش دادن همه صداهای اندام خود.حضور موجود دیگری در بدن زن ، چنان سعادت و خوشحالی به او می دهد که کم کم میل به انزوا و تنهایی پیدا می کند و از دنیای خارج ، قطع ارتباط می کند زیرا می خواهد با کوچولوئی که هنوز به دنیا نیامده است ، خلوت کند.مردها در روزهای آبستنی همسرانشان ، وظایف بسیار مهمی بر عهده دارند و متاسفانه همیشه از انجام این وظایف ، شانه خالی می کنند. مادر آینده ، نیاز دارد که حس کند شوهرش او را می فهمد ، دوستش دارد و پشتیبان اوست وگرنه وقتی دید که شکمش بالا آمده ، زیبایی اش لطمه خورده ، حالت تهوع و استفراغ دارد و از زایمان می ترسد ، همه این ناراحتی ها را به حساب شوهرش خواهد گذاشت که او را آبستن ساخته است.مرد وظیفه دارد که در ماههای آبستنی ، بیشتر از پیش در کنار زنش باشد.خانواده ، به پدری مهربان نیاز دارد تا زن و بچه ها بتوانند از همه مشکلات و شادیها و اندوه های خود ، با او حرف بزنند حتی اگر حرفهایشان بی معنی یا خسته کننده باشد و زن آبستن ، خیلی نیازمند آنست که از بچه اش با او حرف بزنند.تمام غرور و افتخار یک زن ، مادر شدن اوست و وقتی احساس کند که شوهرش نسبت به کودکی که او به زودی به دنیا خواهد آورد بی اعتناست ، این احساس غرور و افتخار ، جایش را به احساس حقارت و بیهودگی می دهد و از مادر بودن ، بیزار می شود و آبستنی برایش معنی یک احتضار پیدا می کند.ثابت شده است چنین زنانی ، دردهای آبستنی را خیلی به دشواری تحمل می کنند.

رابطه مادر و فرزند ، یک رابطه دو نفری نیست بلکه یک رابطه سه نفری است یعنی مادر ، کودک و پدر ، حتی اگر پدر غایب باشد یا زنش را طلاق داده باشد ، در زندگی درونی مادر ، در تخیلات و تصورات او و نیز در احساس مادری ، نقش اساسی دارد.

<>


نوشته شده توسط علیرضا نصیرزاده(روان شناس) 89/7/2:: 2:47 عصر     |     () نظر
<   <<   6   7   8   9      
درباره
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
آرشیو یادداشت‌ها